أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
241
قانون ( فارسى )
سيكى معجون شود ، شب استعمال كنند و فردا بامدادان به حمام روند . زياد به حمام رفتن بهترين علاج است . اگر كهنه و مزمن است ( ديرپا است ) ، بايد ساق پا را حجامت نهاد ، رگ پيشانى را زد و زياد به حمام فرستاد . سوختهء مس نيم درهم ، زاج سه درهم ، زعفران و فلفل هريك يك درهم ، با شرابى گسمزه به هم زنند ، تا مانند عسل رقيق مىشود و بر قسمت خارجى پلك نهند . اگر سلاق بعد از رمد آمده ، شياف : زاج زرد سوخته ، زعفران ، سنبل ، هريك يك واحد ، شادنه ده واحد ، كه پلك را بدان حك كنند . فصل سوم سخت شدن پلك پلك به زحمت برهم آيد و باز مىشود . غالبا درد و سرخرنگى بدون رطوبت به همراه دارد . اكثرا با اينكه بيمار در خواب نيست پلك از باز شدن امتناع مىكند . در بيشتر حالات ژفكهاى پراكنده و خشك و سخت هست . از آنجا كه ماده از خشكى يا خلط لزج ( چسبناك ) و مايل به خشكى زياد است ، سيلانى ندارد مگر بهندرت . اما درد و سرخرنگى ممكن است باشد . اگر سختى پلك از ماده نباشد و خارش داشته باشد ، آن را خشكى چشم گويند ، و شايد مزاج گرم و ماده زياد و غليظ باشد كه نياز به تخليه دارد . علاج : بايد پيوسته ابر مردهء خيس شده در آب ولرم بر چشم بگذارند . بيمار بسيار با آب صاف و شيرين و ولرم خود را بشويد . در وقت خواب سپيدهء تخممرغ آميخته با روغن گل بر چشم نهد . تمامى سر را با رطوبتبخشها و روغنها و پاشيدنيها بمالد . انفيههاى خيس شده در روغن بنفشه و نيلوفر و غيره استعمال كند . اگر معلوم شد كه همراه خشكى مادهء صفرايى هست ، انفيهء روغن بنفشه كه با لبلاب رقيقشده خوب است . اگر پنداشتى كه ماده غليظ و خشكى دهنده است ، ضماد لعاب شنبليله و لعاب بزر كتان آميخته با شير بر چشم بگذار ، كه اين مادهء لعابى سختى پلك را از بين مىبرد و خلط بد را تخليه مىكند . پيه مرغ خانگى ، لعاب بزر قطونا ، اسفرزه ، شمع و روغن گل را بايد دائما بر آن گذاشت . گاهى بايد چيزى كه اشك توليد مىكند ، استعمال كرد . مانند شياف « اراسياطراطس » ( ارسطراطيس - نسخه ) كه در علاج مادهء ديرپاى ( مزمن ) نافع است . به چشم كشيدن اشكآورها مادهء غليظ را تحليل مىبرد و به سيلان وامىدارد . رطوبتهاى رقيق وارد مىكند و تحليل مىبرد .